تبليغاتX
میرحسین موسوی
هیچستـــــان


















هیچستـــــان

شخصی

آخییییییش!

امتحانام تموم شد!
البته یکی مونده که معلوم نیست کی بگیرن (به خاطر این جریانها افتاد عقب) شاید حذفش کنم چون عمومیه و عقب نمی افتم از بقیه.
امروز از اون روزاس که الکی خوشم
صبح (یعنی در اصل ظهر) پاشدم رفتم حموم بعد اومدم یک تاپ با شلوار جین پوشیدم کلی عطر زدم و اون دستبند خوشگله مو بستم. آدم با رسیدن به خودش میتونه کلی روحیه اش رو عوض کنه. برای هفته ی دیگه میخوام از آرایشگاه وقت بگیرم واسه ابروم. تقریبا" داره یه ماه میشه که دست بهش نزدم چون تو امتحانا بودم. می خوام عودم رو روشن کنم و دراز بکشم و اون کتاب "دا" رو که از نمایشگاه گرفتم شروع کنم خوندن، آهنگهایی که دوست دارم رو گوش بدم و تا نصفه شب بیام اون وبلاگهایی که دوست دارم بخونم. می خوام با وجود تمام مشکلاتی که هست و ذهنم هم درگیرشه بهونه های کوچیک برای شاد بودن و زندگی کردن رو از دست ندم.

+نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت18:11توسط | |

این عکس قابل توجه برای آقای حدادیان و امثالهم هست که در همایشهای احمدی نژاد با خواندن نوحه ی یاد امام و شهدا و تحریک کردن احساسات مردم سعی دارند این بزرگواران را به نفع خود مصادره و با استفاده از نام و اعتبار آنها برای خود رای بیشتری جمع کنند.

پ.ن: عکس همونطور که روش نوشته فکر می کنم مال مهرنیوز باشه اما من تو سایت آینده نیوز دیدمش!

+نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت22:52توسط | |

 

دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت رضا

دیده بگشا بر عدم، ای مستی هستی فزا

دیده بگشا ای پس از سوء القضا حسن القضا

دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان علی

بحر مروارید غم، گنجور مردستان علی

دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک و آه

کبر پستان بین و جام جهل و فرجام گناه

تیر و ترکش خون و آتش، خشم سرکش بیم چاه

دیده بگشا بر ستم، در این فربیستان علی

شمع شبهای دژم، ماه غریبستان علی

دیده بگشا نقش انسان ماند با جامی تهی

سوخت لاله، مرد لیلی، خشک شد سرو سهی

از آگهی مان جهل ماند و جهل ماند از آگهی

دیده بگشا ای صنم، ای ساقی مستان علی

تیره شد از بیش و کم آیینه هستان علی

 

+نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت22:24توسط | |

در راهپیمایی دیروز یه نفر کشته شد... چند نفر هم شب قبلش تو کوی دانشگاه کشته شدن
به همین سادگی
به همین بدمزگی

+نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت10:35توسط | |

نظر به اینکه بنده شنبه امتحان ذخیره و بازیابی دارم و حوصله مو موش خورده از تمامی خوانندگان، سروران، دوستان، مخاطبان، همه چیان!!! تقاضا دارم از الآن دستهای مبارک را به سوی درگاه باری تعالی بلند کرده و سر افرازی اینجانب را از ایزد منان تقاضا نمایند!

با تچکر!!

بنیاد امور تنبلی های خاص و خواب آلودگی های مزمن ویژه ی شبهای گرانقدر و پربار امتحانات!

+نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت19:7توسط | |

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند .
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند.
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

پینوشت: لیست پیوندهای روزانه به روز شد.

+نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت23:9توسط | |